با طعنه به ما گفت فقط خانه نشین باش

با طعنه به ما گفت فقط خانه نشین باش
خوشبختی من خورده رقم شاهد این باش

ای دوست ببین با دل بی تاب چه کردی
از دور تماشای همین قلب حزین باش

مجبور شدم بعد تو با درد بسازم
ای قلب به جان آمده،ایوب زمین باش

رسم است که عاشق بدهد جان خودش را
آماده ی جان دادن و با مرگ قرین باش

پس می دهد آن کس که جفا می کند ای دل
بسپار به تقدیر تو چون منتظرین باش
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۱)

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

یا صاحب الزمان ادرکنی

شعری که امام خامنه ای چند روز قبل از شهادتش نوشت🎙توضیحات آیت...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط