تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
تو که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
دیدگاه ها (۳)

مے سرایم #ܝߺ̈ߺߺوو چشمان #ܝߺ̈ߺߺو رانࡀ سپید؎نࡀ غزل#ܝߺ̈ߺߺویے آن...

Attar-050525

مادر گفت: نرو، بماندلم میخواهد پسرم عصای دستم باشدگفت:هرچه ت...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

وقتی لب تو خنده زد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط