گاهی باید رفت

گاهی باید رفت

گاهی باید چمدانی كوچك به اندازه یك تكه از دلت كه هنوز در دستانت باقیست انتخاب كرد...
باید گذاشت و گذشت...
چشمها را بست و رفت...دور شد از قضاوت های یكطرفه و قصه های تكراری این موجودات دوپای مدعی احساس...
... باید رفت به نقطه ای برای آرامش...
آرامشی هر چند كوتاه و موقتی...
باید برای پیدا كردن چاهی عمیق برای دفن خاطرات تلاش كرد...
باید رفت...
دیدگاه ها (۱)

سایه‌روشنِ نیمهِ شب.صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری، تنها صدایی ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ قسمت ۱۲‌آن سایه‌ی عظیم‌ال...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت نهم: پژواکِ سکوتِ سردسالنِ ق...

سناریو: ماه سرخ

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل دوم: رقص با ...

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

برادر ناتنی

اومدم جادو های الیشیا رو بگماصلی ترینش ماه خاموش: ی ماه سیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط