جشن دلتنگی ما

جشن دلتنگی ما
یلدا بود
شب ِ رفتن ِ خزان
سرما بود
سوز پاییز و تب ِ
داغ ِ خزان
بغض ابر و
نعره های آسمان...............................
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

من آن رسوای گریانم همان باد گریزانم مثل موی پریشانت به هر سو...

بغض دی باید که بارانی شودطالعش سرد و زمستانی شودکوچه ی بن ب...

بعد از این نم نم یادت بر دلم باران است تو نباشی زندگی بکام...

ابر دلتنگی تو بر سرما می باردتو خودت جای دگر در خم ِ رویای د...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط