می روم بالا

می روم بالا
بالاتر
تا سر حد, ببینم رد پا از کیست !
موهایم خیس است
انگار دیشب, کسی اینجا تا خود صبح گریه کرده
است
آسمان خیس است
صبح است هنوز هم آسمان خیس است
فرشته ای درون من ندا می دهد بیا
و من به اوج ورطه ی خیال می روم
می شوم یک قهرمان
قهرمان کسی ست که اشکهای مرده را میزند کنار
می دود
می دود با دوپای خسته اش
می دود گرچه خسته است
گرچه زخمی است اما می دود .
قهرمان کسی ست که زخم های کهنه را نمک زده به
راه می رود دوباره باز
نه می نشیند و نه جا می زند
می رود

می رود دوباره با دو پای خسته اش
مشت های من بسته است
و گام
آهسته و مداوم است
من قهرمان شهر قصه ام
قصه ای در تصور زمان
زنده و نشان
فرشته ی درون صدا می زند مرا
بیا بیا قشنگ من
بیا که جاودان صدای تو نشسته روی برگهای گل
تمام ژاله های گل
اشکهای خسته من است
چه قدر صدا زنم
خدا,دل خواب مانده باز !
چه قدر صدا زنم
بلند شوید ای رهروان راه حی
خدا صدا زند
فرشتگان صدا زنند
چرا کسی صدای حق نشنوید؟!
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

شهدا نفس خدا هستند 🤲 رودشعر فارسی آیات غمزه هر که را صبح شها...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش اول_عین خیال هیچکس نیستیم؛ این را بفهم!تنه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش دوم_چوبدستی ها دست ری است...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط