📌 #پندانه

📌 #پندانه

⭕ ️ بینی گرفتن

🔸 یکی از دوستان نقل می‌کند: روزی یکی از بستگان به بیماری سختی دچار شد که بدن او را عفونت گرفت. طوری که از شدت عفونت و بوی بد، کسی نمی‌توانست نزدیک او بنشیند و همیشه در حیاط خانه می‌نشست و زمستان هم تهویه به اتاق او می‌بستند و خوشبوکننده می‌زدند.

🔺 روزی مرد بیمار اشک ریخت و گفت: تمام این بلاها برای یک دماغ گرفتن من است.

‼ ️ تعجب کردم، گفت: روزی خانه پیر‌زنی رفتیم تا وسایلی را که هدیه خریده بودیم به او بدهیم. به اصرار پیرزن وارد خانه شدم. بوی دستشویی او در خانه شدید پیچیده بود. طوری که من دستم را جلوی دماغم گرفتم و پیرزن فهمید. بدون گفتن کلامی، خوشبوکننده‌ای جز اسپند در خانه نداشت، پس اسپند دود کرد!!! من فهمیدم با گرفتن دماغم دل او را شکسته‌ام و این تاوان را پس می‌دهم!!

⚠ ️گاهی انسان باید از شرّ کارهای نیک خود به خدا پناه ببرد. این مرد در کار نیک دچار شرّ شیطان شد.

✅ تنها کانال رسمی استاد رائفی پور و جنبش مصاف
@masafiranian
دیدگاه ها (۲)

روزهای بسیار دور ؛ پیرزنی بود که ؛ هر روز با قطار از روستا...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۳)

یکی بود، یکی نبود...خانواده‌ای بود که زندگی‌شان بوی خدا می‌د...

P : 25

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟛در سمت چپ ِ سینه‌ام ؛سرزمینی‌ست کوچککه تو برای آن خو...

🖤 قسمت سوم وقتی حق انتخاب از فاطمه گرفته شد...هنوز داغ پد...

Custom bride part : 5

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

رمان انتقام ازدواج کامل

My lovely neighbor part : 83

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط