(پارت ششم)

(پارت ششم)
to mal mani

ویو الیزابت*
داشتم غذا میخوردم که یکی رون پامو لمس کرد تعجب کردم وقتی نگاه کردم دیدم دست جونگکوکه...




الیزابت: چیکار میکنی؟(اروم)
کوک: چیکار کردم؟(پوزخند)
الیزابت: دستتو بردار(اروم)
کوک: نچ
الیزابت: لطفا
کوک: اوفففففف باشه..


شام رو که خوردیم رفتیم به خونه ی خودمون
خیلی خسته بودم رفتم توی اتاقم تا بخوابم لباس هامو عوض کردم خوابیدم...



ویو کوک*
خیلی خوشگل شده بود ولی یکم لباس هاش کوتاه بودن..
رفتم اتاقم گرفتم خوابیدم.

(فردا ساعت 11)




ویو الیزابت *

از خواب گوگولیم دل کندم امروز قرار بود با کوک برم تا لباس عروس بگیرم. رفتم Wc و صورتمو شستمو مسواک زدم..
رفتم اماده بشم برای امروز لباس هامو پوشیدم(اسلاید دوم) ارایش کردم و عطرمو زدم..




ویو کوک*
از خواب دل کندم امروز قرار بود با الیزابت بریم تا لباس عروس بگیریم..
رفتم Wc کارمو کردم. اماده شدم عطرمو زدم و رفتم دنبال الیزابت..
بهش زنگ زدم که بیاد پایین.





ویو الیزابت*
داشتم میرفتم پایین که گوشیم زنگ خورد.
کوک بود سیوش کرده بودم (کوکیی💞) جواب دادم..

کوک: سلام پرنسس
الیزابت: پرنسس؟ سلام
کوک: اره، بیا پایین منتظرم.
الیزابت: باشه




رفتم پایین کوک اومده بود خیلی جذاب شده بود

الیزابت: سلامم

ویو کوک*
وقتی الیزابت اومد محوش شده بودم خیلی زیبا بود

کوک: سلام پرنسس بیا بریم
الیزابت: باشه





(پرش زمانی به توی ماشین)


شرط های پارت هفتم:

20 لایک
10 بازنشر
15 کامنت

💞💞💞💞💞
#رمان #فیک
دیدگاه ها (۸)

(پارت پنجم)to mal maniویو الیزابت*رفتم جلوتر که..شت اون اینج...

(پارت چهارم)to mal mani (فردا ساعت 11) ویو الیزابت*با آلارم ...

(پارت سوم )to mal mani ویو الیزابت*وانی منو رسوند خونه و خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط