#شهیدعلی‌سیفی نوجوان که بود، یک شب مهمان ما بود.

#شهیدعلی‌سیفی نوجوان که بود، یک شب مهمان ما بود.
صبح وقتی از خواب بیدار شد که نماز صبحش قضا شده بود.
خیلی ناراحت بود.
وسایلش را جمع کرد و رفت.
تا مدت ها خبری از او نداشتم.
بعدها فهمیدم دو هفته به خاطر یک نماز قضا روزه گرفته بود.

📚: بیا مشهد


#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۰)

وقتی دوست پسرت تولدت فراموش کرد💛پارت ۲شب شد کوکی پیام داد که...

{استاد جدید} پارت پنجم | پایانصبح روز بعد...ات با خیال راحت ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

《تکپارتی》......بارون اروم اروم میبارید. ا.ت از صبح زود بیدار...

پارت ۲۵ساعت از سه گذشته بود که صدای در اومد. نه کوبیدنِ آروم...

چند پارتی

جدایی

رمان عشق و انتقام

★ازدواج اجباری...p²یونگی:صبح کنار هانا از خواب بیدار شدم...خ...

«پارت پنجم ». آرزوی من »صبح از خواب بیدار شدم به خاطر آرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط