شبی دل را بــه تاریکی ز زلفٖت باز می‌جستم

شبی دل را بــه تاریکی ز زلفٖت باز می‌جستم

رخت می‌دیدم و جامی هلالی باز می‌خوردم

کشیدم در برت ناگاه و شـد در تاب گیسویت

نهادم بـر لبت لـب را و جان و دل فــدا کردم
دیدگاه ها (۳)

تبریک؛حسن یزدانی دلاور جویباری نماینده وزن 74 کیلوگرم کشتی آ...

عــــجب دنــــیاییہ🌎 قــــــلب مــــــنہ❤ ️براے مـــــنہ🙆 ت...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت که جانم در جوانی سوخ...

دهم به جمعِ یاران سلامییاد شهیدان بادا گرامیمی گویم هر زمانب...

خوابِ آغوشِ پدر را دیده بود.. بیدار که شد، نه از آن دست‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط