می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که :پدر تنها ق

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که :پدر تنها قهرمان بود . 
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
 بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
 تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. 
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...
دیدگاه ها (۸)

پارت هفتمپدر و مادر چان لبخند هایشان محو میشه و با نگرانی به...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

p23

بالهای سرخ پارت ۱۱

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:5^دوباره دارم همون کارو باهاش میکنم،هیو...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

دختر بابایی می شود امروز بازار"روایت‌های عاشقانه"داغ است؛ عد...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط