سیه چشمی، به کار عشق استاد،

سیه چشمی، به کار عشق استاد،
به من درس محبت یاد می داد!

مرا از یاد برد آخر، ولی من
بجز او، عالمی را بردم از یاد!

• فریدون مشیری 🍃
دیدگاه ها (۱)

خنده‌ای کو که به دل انگیزم؟قطره‌ای کو که به دریا ریزم؟صخره‌ا...

با تو رنگ دنیام چه قشنگهسیاه سفیده آره همینشه که قشنگهمن شب ...

اندیشیدن به پایانِ راه ، کاری بیهوده است !وظیفه تو فقط اندیش...

بزرگترین صفت دوران سیاه آن است که کارهای بزرگ به حقیرترین و ...

قاصدک‌های پریشان را که با خود باد بردبا خودم گفتم مرا هم می‌...

¹⁴⁰⁵'⁰⁴'¹⁵²¹ : ³⁵part ¹.از کودکی یاد گرفتم که انسان‌ها هیچگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط