نام رمان: تاج خونین

نام رمان: تاج خونین

پارت:𝟏
فصل:𝟏



باران بی‌وقفه روی شیشه‌های برج «JK Corp» می‌کوبید.
شهر زیر نور چراغ‌ها می‌درخشید، اما پشت آن نورها… تاریکی نفس می‌کشید.

طبقه‌ی آخر، اتاقی با دیوارهای شیشه‌ای.
مردی ایستاده بود با کت‌وشلوار مشکی، دستان در جیب، نگاه به شهر میکرد ماشین هایی که میرفتن و میامدن ادمایی که میرفتن داخل مغازه و میامدن بیرون
اما این شهر می‌دانست که
اسمش کافی بود تا معامله‌ها بی‌حرف امضا شوند.
تا خیانت‌ها قبل از شکل گرفتن ناپدید شود

همین لحظه در خورده شد و باز شد

کارمند/رئیس کارا تموم شد

کوک/درست کاراتو انجام دادی؟(سرد)

کارمند/بله کامل پرونده هارو چک کردم و امضا زدم..

کوک/خوبه میتونی بری به باقی کارات برسی

کارمند/چشم

درو بست و کوک رفت کتشو برداشت و رفت پایین

(لیورا کارمند کوک بود)

لیورا/قربان جلستون...


کوک/کنسل کن.

لیورا/ولی قربان خیلی منتظر موندن..

کوک/گفتم که کنسل کن بزار برای چند روز بعد


لیورا/چشم...

ویو کوک*از شرکت رفتم تو حیاط و سوار ماشین شدم و رفتم خونه...

*۴ روز بعد*

ویو کوک*جلسه ها سنگین بودن ولی همشونو شرکت کردم و نزدیک ساعت ۴:۳۰ ظهر بود که وقت استراحتم بودم و رفتم پایین یه شیرموز گرفتم و خوردم که دیدم یه پسر با بادیگارد ها وارد شرکتم شدن و امدن پیشم...

کوک/بفرمایید جناب کیم

دوهیون:جناب جئون؟؟

کوک/بله بفرمایید

دوهیون/اگر وقت دارین حرف بزنیم

کوک/بله بفرمایید....

بعد رفتیم تواتاق

کوک/چیزی میخوردید جناب کیم

دوهیون/چیزی نمیخوام ممنون امدم روراست باهاتون حرف بزنم جناب جئون

کوک/بله بفرماید گوشم باهاتونه....

دوهیون/کاری ندارم که مافیا هستی و اینا به قول مردم توی کوچه ها میگن فقط کافیه شما یه حرف بزنید قرار داد امضا شه

کوک/شما دوسته بابام هستین و حرفاتون برام خیلی ارزش داره

دوهیون/ممنون..خواستم بگم که پسرم کار کردن تو شرکتا رو دوست داره و میخوام بهش بگم بیاد تو این شرکت کار کنه

کوک/اوم باشه حالا یه سوال...شما از کی پسر دار شدین؟؟

دوهیون/کوک 😑

کوک/بله گرفتم...حالا اسمش؟؟

دوهیون/ اسمش تهیونگه...پسر خوبیه ولی نباید اذیت بشه جناب جئون باشه؟؟اون اولین پسرمه و روش بدجوری حساسم لطفا اون روی خشنتون رو روی پسرم امتحان نکنید اون..

کوک/فهمیدم میخوایید باهاش مهربون رفتار کنم ولی خودتونم میدونید من تویه خانواده ی مافیایی بزرگ شدم ومهربونی در درون من نیست...ولی حالا سعی میکنم خوب رفتار کنم

دوهیون/پسرم از اون ادماییی که فکر میکنی ازت میترسه نیست..اون بفهمه تولج بازی اونم لج باز تره....اینقدر لج بازه که خواستگار اگر بیاد با لج بازیش میتونه ردش کنه

کوک/لبخند کوتاهی زد..

کوک/باشه..حالا کی میاد؟؟

دوهیون/فردا میگم با بادیگاردا بیاد....

کوک/باشه خودتونم هستین؟

دوهیون/پسرمو تنها نمیزارم بیاد تو شرکت یه مافیا😑😑

کوک/بله بله درست میگید

دوهیون /خوب تا فردا خدافظ

کوک/خدافظ...

رف بیرون و درو بست

کوک/عجب....حالا اینطوریه...باشه..پسرتون که نمیتونه با من در بیافته.....اگر تو موشه...منم گربم...خوب بلدم چه طوری تو چنگش بگیرم...

بعد رفت تو ماشین ...
دیدگاه ها (۰)

چالش داریم...لاس بزنید...نمره بدم🤓

درود بچه هاخوبی؟خواستم بگم که هرکی فیک درخواستی داره تو کامن...

تازه فهمیدم چقدر منحرفم😵‍💫🤣اونجایی که تهیونگ دهنش بازه..اهم ...

نظر سنجی میخوام بزارم...از کدوم اعضاهای این دو گروه فیلم و ع...

love in the dark②②اشک تو چشمانم جمع شدیعنی چی؟ میخواد از من ...

دروغ شیرین:) پارت 9.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط