زنـده دل‌ها می‌شـوند از عشـق، مسـت

زنـده دل‌ها می‌شـوند از عشـق، مسـت
مــرده دل کی عشــق را آرد به دســت

عشــــق را با نیســتــی ســـودا بــود
تا تــو هسـتی، عشــق کـــی پیدا بـود

عشــق می‌جــوید حـریفی سینـــه‌چـاک
کــو نـــدارد از فـــنای خــــویـش باک

عشــــق در بنـــد آورد عــقـــل تـــو را
تا نمـــــاند در دلــــت چــــون و چـــرا
دیدگاه ها (۱)

درون سینـــه امدل مانـده خالیشدم محڪــومِزنــدان خیــالیمنــ...

خوب من خالی کن از حرص زمانه سینه راشاد باش و ز خود دور کن غم...

من رهگذر کوچہعشـقم چہ کنمتو آمدے و دل بہتو بسـتم چہ کنمهرجا ...

تقدیر من این است ڪهبا درد بـــسازماز این دل نامـــرددلی مرد ...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

فراتر از خویش

بسم الله الرحمن الرحیم وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ ن...

آنجا که «من» در آتشِ شناخت می‌سوزد، پرده‌ها از میان برمی‌خیز...

AR-Lp 36

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

شعر و غزل

نشان سوخته.

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط