آهای غریبه…

آهای غریبه…
صدایی است که سال ها بعد می شنوم، صدایی گرم و آشنا فریاد میزند:
ببخش مرا دیر رسیدم
تو سهم من بودی نه آغوش خاک
دیدگاه ها (۲)

با دستانت،تلی که از گل های رنگ چشمانم درست کرده بودی را بر س...

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

تولدت مفالکککککککککککککککک پرییییییییییی

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

حضرت دلبر جانم نفسم عششششقمشب که می شود شوق خواستنتپای درون ...

«نوشتم که غمی نیست، اما قلمم از دروغ گفت خسته شدم. سخت میگذر...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

گاهی آدمدلتنگِ ڪسی می‌شودڪه حتی حق ندارددلتنگش باشدڪسی ڪه اگ...

#اصفهان #مشهد#امام رضابیاد همه رفتگان و اسیران خاک که سر ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط