بازی درخون 🍷🗡

بازی درخون 🍷🗡
پارت صدشیش🍷🗡


سریع رفتم بیرون با همون حوصله
که دیدم کوروش نشسته رو تخت

هینی کشیدم
خواستم برگردم تو حموم که خشن لب زد
+بیا لباساتو بپوش

ناچار سری تکون دادم

سمت کمد رفتم
مجبور بودم هم بشم و لباس بردارم و میدونستم نمای خوبی نداره

ولی چاره ای نداشتم
نشستم روی زمین

لباسی که میخواستم برداشتم
نگاه خیرش و روی خودم حس میکردم

قلبم تند تند میزد
داشت میومد توی دهنم انگار
نمیدونم‌چرا جدیدا وقتی نزدیکشم ضربان قلبم تند میشه

دست خودمم نیست

شونه بالا انداختم
برگشتم سمتش
سعی کردم لباسا رو‌ هم زیر شومیز قایم کنم

ولی اون رنگ که هیچ تا سایز هم دیده بود
نیشخند روی لبش بود

+اندازه مورد پسندم نیستی
دیدگاه ها (۱)

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1 وقتی یکی تورو کتک زده و جیمین باخبر میشه...«ویو ا...

مافیای من

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Sixteen ویوی تهیونگ :بعد از رفتن...

Ten

KIM V

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

معشوقه ارباب پارت ۶+چه هه لبای هه خوش مزه ی داری هه هوقتی ای...

#اربابای_من پارت16منتظر بودم تهیونگ بیاد و لباسمو انتخاب کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط