خواستم گلایه کنم

خواستم گلایه کنم
گفتند مرد که گلایه نمیکند،هر طور شده جلو مشکلات می ایستد...
خواستم اشک بریزم
گفتند مرد که گریه نمیکند،مرد قوی تر از این حرف هاست که اشک در چشمانش جمع شود
ای آقا...
این ها همش حرف و شعار است
همین جماعتی که میگویند مرد کم نمیاورد،برایشان از گذشته ام،از بلاهایی که این روزگار سر من آورد ،تعریف کنم حرفشان را پس میگیرند
اصلا خدایا...
میدانی چیست...
من مردانه کم آوردم...
دیدگاه ها (۱۷)

فیک مافیاها پارت ۳۷ویو شب داخل مهمونیشوگا: همون طور که برنام...

......//برده ی زیبا//......

*عشق در اعماق یک مافیا*پارت ۱دوباره با بابام دعوام شد… و تهش...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟞تردید کن که ستارگان از آتش‌اند؛ تردید کن که خورشید د...

نام=)سایه مافیا### پارت دوازدهم: مرهمِ برآمده از تیغسکوتی سن...

رمان انتقام ازدواج کامل

پارت ۵

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

۹۰ لایک و ۱۲۰ کام و ۳۰ بازنشر ۱۰ فالوکم کم میخوام لایک هارو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط