اگر این بچه ی در رحمم بگذارد من خوب حفظ ظاهر کردن را بلد

اگر این بچه ی در رحمم بگذارد من خوب حفظ ظاهر کردن را بلد شده ام
اما درد!
درد است دیگر،میگیرد..
بچه هم معلوم نیست به کدام شیر پاک خورده ای رفته که اینقدر ورجه و ورجه میکند
این لگد زدنش آسی ام کرده!
تهوع!
تا شروع میکنم به چند کلام حرف زدن با یک عق باید راهیِ دستشویی شوم
شنیده ام از عوارض بارداری ست
کاش این بچه راشیتیسم داشت و بجای لگد زدن به دلِ بی نوای من لگدش میخورد به تن نحیف خودش و در شکمم ریز ریز میشد
ویار!
"بودن" ویارِ من است،هر از چندگاهی فیل َم یاد هندوستان میکند و ...
کورتاژ؟
فکرش را کرده ام،اما مگر میشود زنی را که آبستنِ دلتنگی ست کوتاژ کرد؟!

هی لگد میزند لعنتی و من مثل نامادری سیندرلا محکم در شکمم میزند که خفه خوان بگیرد بچه ی چشم سفید
او هِی لگد میزند و جا باز میکند برای خودش و من روز به روز شکمم جلوتر می آید از این پرخوری های عصبی...
دیدگاه ها (۱)

بوسه ی اجبار پارت دهم

part54. . ساعت حدود سه شب بود و اون تازه نیم ساعت پیش تونسته...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

#جبهه_اقدام#بهشت_جهنمی#قسمت_بیست_و_چهارممادر... الهام... مری...

⛓عشق دو طرفه ۴۹🖤⛓روز تعیین جنسیت رسیده بود با تهیونگ رفتیم ب...

تولد آلفا ♤°

رمان بغلی من پارت ۱۹۹و۲۰۰و۲۰۱و۲۰۲دیانا: حالت تهوع شدیدی داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط