دلم تا برایت تنگ می شود

دلم تا برایت تنگ می شود
نه شعر می خوانم
نه ترانه گوش می دهم
نه حرفهایمان را تکرار می کنم

دلم تا برایت تنگ می شود
می نشینم
اسمت را
می نویسم
می نویسم
می نویسم
بعد می گویم
این همه او
پس دلتنگی چرا ؟

دلم تا برایت تنگ می شود
میمِ مالکیت
به آخرِ اسمت اضافه می کنم
و باز عاشقت می شوم
دیدگاه ها (۲)

چقدر صدای دویدنت از کوچه دور شدهمی ترسم چشم بردارم وتلافی تم...

صدایم کن،نگاهم کن، که عشقت کرده ویرانمدو چشمان قشنگت ، آتشی ...

چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکندبا من خسته عجب بنده نو...

خسته شدم ازبس به آدماییکه می خوان جای تورو تویقلبم بگیرن گفت...

- شعر تویی و من شآعرَت . .در خیالات خودم ، در زیر بارانی که ...

اسم زیبای تو را روی دلم "ها" میکنمناگهان میبارم و آهسته غوغا...

بسم الله الرحمن الرحیم دل شاد باشید. نشاط را زنده کنید، که ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط