چه شب هایی که کردم التماس چشم بیـمارم

چه شب هایی که کردم التماس چشم بیـمارم
ببینـد روی زیبـای تو را آقــا

ولـی گـــــرد و غبار ایــن گنـاهانم
گــرفته قــدرت بینایی آن را
دیدگاه ها (۴)

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

دیدن

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

نماد مرگ پارت شیشم

اوسی/چشم/هیکاری سوزونه/آرت/جدید

گرم بود...آرام آرام پایین می آمدچشم هایش را می دیدم...نگاهش ...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

عشق بی پایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط