گاهی دلم می خواهد

"گاهی" دلم می خواهد,
میان تاریکی شب "همه چیز" را بگذارم؛
آرام و بی سر و صدا؛ پاورچین پا و ر چین,
"خودم" را ترک کنم "تا" دور...
و دیگر بر نگردم...
دیدگاه ها (۳)

ﺩﻟـے ﮐـہ ﺑﺸﮑﻨــﺪفریـادش ﺭﺍ نمیشــنوے ﻭﻟـے ﻧﻔﺮینــش بـہ ﺯمینـ...

●°اینجـــا هیچکــــس ●°شبیـــــه حرفهایـــــش نیســــت┄┄❅• →...

ﺳــَﺮ ﺑﻪ ﻫــَﻮﺍ ﻧﯿﺴﺘـﻢ ﻫﺎ ؛ﺍﻣــﺎ ﻫﻤﯿﺸــﻪ ﭼﺸــﻢ ﺑﻪ ﺁﺳﻤـﺎﻥ ﺩﺍﺭ...

چگونه استـــ حال من…با غمـــ ها می سازم…باکنایه ها می سوزم…ب...

گر می فهمی با حساب دلمگشته کباب سر دنیا ری مزنمن خودم می کنم...

وقتی چشمانم را می‌بندم، تو را می‌بینمدر سکوت شب، در عمق خیال...

بلدم تکیه کنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط