ای انکه تویی زسوز جانم آگاه*

ای انکه تویی زسوز جانم آگاه*
به درگهت آورده ام از غصه پناه*
رسم است که تحفه ای بردوست دهند*
این تحفه ماست کوله باری ز گناه*
دیدگاه ها (۱)

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

آبرو میرود ای ابر خطاپوش ببار ...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

تقدیم به زندگیم:ای نوگل باغ زندگانیای برتر و بهتر از جوانیای...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟥- خیلی خب باشهیونگی سرش رو بالا اور...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :چرا که این کارها به دلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط