بعضی ادمها ..... غریبه ... بودند

بعضی ادمها ..... غریبه ... بودند
آشنا شدند ..
عادت شدند ..
عشق شدند ..
روزگار شدند ..
خسته شدند ..
بی وفا شدند ..
دور شدند ..
بیگانه شدند ..
و
فراموش هم میشوند و دوباره .... غریبه ..... میشوند
دیدگاه ها (۱)

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

اگر روزی میان من و تو آخرین واژه هم خاموش شد اگر نامم برای ت...

حسین پناهی حرف قشنگی زد،گفت:دیدی وقتی یه بادوم تلخ میخوری؟!!...

رمان: فراموش شدهفصل ۷: فرار و خاکسترعمارت شروع به سوختن کرد؛...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

همه فکر میکنند عشق از یک نگاه شروع میشود؛ اما حقیقت این است ...

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

#عاشقانه_های_من#دابسمش #دابسمش_زیبا #موزیک #ترانه #آهنگ#زیبا...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط