پارت يازدهم امگای شیرین من🌷 :

پارت يازدهم امگای شیرین من🌷 :

بعد از کلی غیبت و فوش دادن به تهیونگ و یونگی رفتیم پایین....

وقتی رفتیم پایین شوگا و تهیونگ داشتن باهم صحبت می‌کردن همین که بهشون رسیدیم صحبت تموم کردن شوگا رو به جیمین گفت:
؛ خب بریم دیگه
& نمیام،تو نمیتونی بگو کجا برم
- درسته
+ وای خدا دوتا تخس گیر ما افتادن
با این حرف تهیونگ من با چشم های درشت شده به جیمین نگاه کردم و گفتم :
- اولا تخس خودتی و دومم از خدات هم باشه
یکدفعه لحنش تغییر کرد گفت:
+ واقعا فکر کردی من میشینم اینجا تا تو واس من بگی میخوای یا نمیخوای؟! من ب عنوان الفات بهت میگم اینجا باشی حرفی هم نمیخوام بشنوم!!

با تعجب بهش نگاه کردم و واقعا نمیتونستم حرفی بزنم انگار لال شده باشم بعد با قدم های بلند رفت

؛ خب جیمین تو پیش جونکوک باش من و تهیونگ فردا پرواز داریم برای کار

جیمین هم مثل من مات و مبهوت بود فقط یه باشه‌ای گفت و شوگا هم مثل تهیونگ با قدم های بلند رفت

- وایی خداا انتظار اینو نداشتم
& آره، جفتت مثل خودت تخسِ

با این حرفت چشم‌غره‌ای بهش رفتم و هردو رفتیم تو اتاق تا باهام

شرط پارت بعد
۳۰ تا لایک
۲۵ تا کامنت
( شاید کمتر هم قبول کنم البته شاید )
دیدگاه ها (۲۵)

چند پارتی (درخواستی)

You are paying back karma پارت²⁴جیمین با عجله به سمت تهیونگ ...

پارت ۱/بازی بدون بازگشتهوا ابری بود. تهیونگ با هودی سیاهش دا...

lost leaves/رمان جیمین

ازدواج اجباری

dark love

پارت ۵ 🖤با جینا سوار ماشین شدیم. تهیونگ جلو نشست و من تمام م...

پسر بد (67)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط