به سلامتی اون لامصبی که از زندگیم رفت ....اما هنوز از این

به سلامتی اون لامصبی که از زندگیم رفت ....اما هنوز از این دل لعنتی نرفته .....!!!به سلامتی اونیکه تابود ؛امید بود....آرامش بود.....رویا بود.....ولی خاطره شد.....بغض شد....دردشد...کابوس شد......به سلامتی کسی که عادت کردم به نبودنش ولی ....ولی باز دلم بودنشو میخواد ..........
دیدگاه ها (۱)

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

نمی‌دونم چرا امشب دوباره یاد بعضی چیزا افتادم.از اون خاطره‌ه...

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

امروز یه روز عادی نیست.

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 200♡⁠。⁠)⁩با آرا...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

سناریو:مرگ پنهان/پارت¹¹**ایزوکو**کلامی با خوانندگان: عه...بر...

تقدیم به محضرمبارک حضرت جانانم🧿🫀💕دودلم اول خط نام خدا بنویسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط