چشم هاےتو آبے نیست

چشم هاےتو آبے نیست
وگرنه حتما
در آنها غرق مے شدم
سیاه نیست
وگرنه حتما درآنها
به خواب مےرفتم
سبز نیست
وگرنه حتما در آنها گم مےشدم
اما
نه دوست دارم غرق شوم
نه به خواب بروم
نه گم شوم
من دوست دارم
هر صبح
قله اے تازه از چشم هایت را
فتح کنم
و هر غروب
جرعه اےاز آنها بنوشم
عشق چشم قهوه اے من....
دیدگاه ها (۳)

غمگین شددختری که به خنده معروف بود

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

وقتی تا صبح نقطه نقطه ی بدنتو گاز گرفتم اونوقت میفهمی بچه .....

سناریو سانزو

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟘Que sera sera𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡طبقه دو...

پارت سوم | بدون شکرسه روز گذشته بود.لیانا طبق معمول وارد کاف...

آوای شبپارت ۱۲ویو نویسنده ساعت : ۳:۳۰ بعد از این که انیا بکی...

پارت بیستم

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁸نتونست ادامه بده،چشم‌هاشو بست و گوشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط