‫آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز،

‫آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز،
"دلم"
بند کفش هایش را نبسته بود!
با همان حال، تمام دشت را دویدم تا به تو برسم؛
که مبادا پیش از من "ناز نگاهت" خریدار پیدا کند
آخر شنیدم که کسی میگفت:
شقایقها هم عاشق میشوند..!!
دیدگاه ها (۶)

,,

احساس من خلاصه ایست... از مهربانی هایت که هوای عشق تو را دار...

کبریتـهـــــاےِ سـوختـــه هَـــم روزے درخت هـــاےِ ...

باختم ولی "مسیر" را یافتم!در بزرگراه زندگی ، همواره "راهت" "...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

Love you پارت نهم«هرموقع کنار علامت اسمشون نقط گزاشتم یعنی ...

پارت۷(درعمق نگاه تو)سوار تاکسی شد، نزدیک دوازده شب بود. بعد ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 148✦...................

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش دوم_میدوم و می‌گردم.کجایی سوروس؟!دستی روی ...

part : 6اما ناگهان در باز شددختری با لباس باز و آرایش غلیظ ب...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 151✦...................

#in_your_eyespart_9۷ویو کایلافردای اون روز..از همون لحظه‌ای ...

شاهکاری به نام دروغ

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط