یا صاحب الزمان

یا صاحب الزمان

گفته بودی دلتنگیهایم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند.
می گفتی که قاصدک ها گوش شنوا دارند، غم هایت را در گوششان زمزمه کن
و به باد بسپار
من اکنون صاحب دشتی قاصدکم،
اما مگر تو نمی دانستی قاصدک های خیس از اشک می میرند؟...
دیدگاه ها (۴)

بعضی اسطوره‌ها فقط در زمین فوتبال نمی‌میرند؛آرام‌آرام از روز...

زخم فراموشی

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 2️⃣0️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣنه شب، برای اولین‌با...

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

درخواستی چیفویو

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط