فصل سرما دست هایم را خودم ها کرده ام

فصل سرما دست هایم را خودم ها کرده ام

لرز دارم بس که هی این پا و آن پا کرده ام

هر که از ره می رسد دل می برد از دست تو

ترس دارم در کنارت چون که ماوا کرده ام

بینمان هر روز دارد باز دعوا می شود

خسته ام از بس که هر شب با تو دعوا کرده ام

گیر دادن های من تنها دلیلش هم تویی

هی خیانت می کنی هی با تو من تا کرده ام

من در آغوشِ تو و اما دلت با من نبود

این دلم را بیخودی دیدم که شیدا کرده ام
سرگشته
دیدگاه ها (۱)

هزار سال هم بگذردنگاهت،غافلگیرم می کند...تو در هر لحظه...هزا...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

فهمیدن همانند آتش است،به کلی #تو را می‌سوزاندتویی که سر تا پ...

سناریو درخواستی.از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

دختر گوجو...پارت۸* گوجو که دید اوضاع خیلی خیطه،ممکنه نانامی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط