دختر مبارز

دختر مبارز
پارت ۱
ویو میتسویا:
یه روز عادی بود مثل هر روز دیگه‌ای
اما برای ما نه
باجی: پس بیاین یه باند تشکیل بدیم
اون روز تومان تأسیس شد

خیلی عادی داشتم برای میاکو تعریف میکردم که یه باند تشکیل دادیم که...
میاکو: قبول نیست منم باید عضو بشم!
من: نمیشه تو دختری
میاکو: چه ربطی داره همین فردا صبح می‌بری ثبت نامم میکنی
من با خودم: مگه می‌خوام مدرسه ثبت نامت کنم؟؟؟😅

«فردا»
ساعت ۶ صبح قبل از اینکه حتی برای مدرسه بیدار شم یه عزرائیل توی سرم وایساد و گفت پاشو منو ببر ثبت نام کن...
با نهایت خواب‌آلودگی گفتم: الان ناظم مدرسه هم هنوز نیومده مدرسه بعد تو میخوای بری چیو ثبت نام کنی وقتی مایکی خودش ساعت ۱۰ تازه میاد مدرسه.. اگر بیاد البته.. بذار عصر یه کاریش میکنیم...

«توی اون روز نه میاکو حواسش به درس بود نه گذاشت میتسویا به درس گوش بده»

دقیقه ای یک بار گوشه میزم یه تیکه کاغذ بود که همشون با کلمات باند ثبت نام میکشمت و... پر شده بود😐

توی باشگاه خیاطی هم با چرخ روی پارچه برام گلدوزی کرد: یا منو ثبت نام میکنی یا دیگه خواهرت نیستم...
بعد از باشگاه هم...
میاکو: زودباش دیر میرسیما!
من: باشه باشه
دیدگاه ها (۲)

بچه‌ها این پیج دیگه مال من نیست رفیقم میاد دوستون دارم و بیا...

بیوگرافینام: تاکاشی میاکونسبت: خواهر دوقلوی کوچیکتر میتسویاظ...

بچه ها اگه موافقید سناریو بنویسم

میخوایم از اصلی ترین مشکل شروع کنیم : درس خوندن🎀مخصوصا اونای...

چند پارتی از هیونجین ( درخواستی ) p1 ا.ت -هیونجین +--از این ...

همسایه مافیای من پارت 1 ( از زبون ا.ت ) من فردا باید برم سئو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط