دو پارتی

دو پارتی
*وقتی رفتی بار و ساعت ۲ شب برمیگردی و...


ویو ا.ت
وای حوصلم سر رفته ایش چیکار کنم
فیلیکس هم که رفته با دوستاش دور دور منم اینجا باید منتظر آقا بشینم اه
ساعت ۶ عصر بود واقعا مغزم رید
داشتم فکر میکردم که یهو یکی زنگ زد به صفحه گوشی که دقت کردیم دیدم هانا دوست صمیمیم هست پس جواب دادم
+الو سلام الاغ
=الو سلام خانم بی حوصله
+کارت رو بگو
=یچی میگم فقط باید بگی باشه
+بنال دیگه
=ساعت ۸ میای بریم بار
+چی..نه...عامممم....باشه میام بای
=عررررر اوکی بای


گوشی رو قطع کردم و یکم نشستم هنوز وقت دارم برای آماده شدن
یکم فکر کردم
هع لی فیلیکس با دوستات میری بیرون و انتظار داری من اینجا بشینم
عمرا از زور فیلیکس هم که شده حتما میرم و باز ترین لباسمو میپوشم هع برات دارم
کمی نشستم و بعد چند دقیقه زنگ زدم به فیلیکس و گفتم
+الو عشقم کجایی
_عام من با دوستام اومدم ساحل
+خوبه منم با دوستام میرم بیرون مگه من الاغم که تو خونه تنها بمونم
_باشه برو ولی حواست به خودت باشه ها
+باشه بای
_بای
گوشی رو قطع کردم و نگاهی به ساعت انداخت که ساعت ⁷ رو نشون میداد پس رفتم به سمت حمام و بعد چند مین تموم شد و اومدم بیرون و موهام رو خشک کردم و باز گذاشتم و بعد رفتم به سمت کمدم که لباس زیبایی رو دیدم و بعد آن را پوشیدم(عکسش میزارم) و رفتم به سمت لوازم آرایشم و خط چشم زیبایی کشیدم و کمی تینت به لب های نرمم زدم و بعد از انجام کار هایم رفتم به سمت گوشی و به هانا زنگ زدم...
دیدگاه ها (۶)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

دیشب داخل خیابون یه دختر گوشیمو انداخت داخل جوب🫪دختر رو پاره...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

تکپارتی تهکوک ★ یک دقیقه تا فردا هوا بارونی بود و دو سالی می...

رمان هکر کوچولوی من پارت اول

پارت نوزدهم《Custom kiss》 +رفتم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط