من با تمام مُهره‌هایم

من با تمام مُهره‌هایم
مات شدم
پیشِ رُخت!
وقتی حـواسـم
پَرتِ چِـشمانَت بـود...
دیدگاه ها (۱)

آموخته امزندگی همیشه عالی و کامل نیست،اما همیشه همانی ستکه ت...

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه میل سخن...

تمام غصه‌ها از همان جایی آغاز میشوند که، ترازو برمیداری و می...

فزون از صبرِ ایوب است تاب محنتِ دوریکه رنجوری نباشد آنچنان م...

یاد آن روز که در صفحه شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت ما...

وقتی که یک کودک بودم.. با عروسک ها و اسباب بازی هایم حرف میز...

#پری #part5+ نگهبان نگهبان یکی از پری ها حالش بد شده نگهبان:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط