بارونُ میبوسم

بارونُ میبوسم

چشمات نمناکه

این قطره ها حیفه

این قطره ها پاکه



قبل از خداحافظ

تسکینِ من باش و

توو لحظه هاى تلخ

شیرینِ من باش و



لعنت به تقدیر و

هر سرنوشتى کن

آغوشِ برفیمو

اردیبهشتى کن
دیدگاه ها (۰)

با آمدنت شکوفه عطرآگین استاز شوق تو گونه های گل رنگین استهرس...

سال نو می شودوقتی توپیراهن گلدارت را بپوشیموهایت را باز کنیب...

این‌ روزا که حال و هوای عید و بهاره، از جلوی هر مغازه ای که ...

شاید از یاد هم رفته باشیماما بهار؛ناجوانمردانه؛همه‌ی گذشته ر...

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

معرفی رماناسم رمان: آتیشی که از بارون شروع شدژانر: مافیایی |...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط