مادربزرگ می گفت:

مادربزرگ می گفت:
آدم بوی غذایی را بشنود، دلش بخواهد
و نداشته باشدش نفسَش می ماند؛ مریض می شود..!
دیروز کنارِ پنجره بوی عطرت می آمد
دیدگاه ها (۱)

به کسی که با تو هر شبهمه شوق گفت و گو بودچه رسیده است که امش...

موهایش را کوتاه می کندناخن هایش راجملاتش را...زنی که تنهاستد...

عاشق شدن در شهریورحماقت محض استوقتی جهنمی به نام پاییزپیش رو...

امشب ز شراب شوق او مستم بازساقی ندهی پیاله در دستم بازدیگر ز...

روزگارِ نکبتی شده، آن‌قدر که آدم دلش می‌خواهد مدام به خاطره‌...

زندگی، رهگذری‌ست کوتاهاما ردّ قدم‌هایمان می‌ماندپس بیاییم چن...

ای کاش آدم بعضی ازحس‌ها را هیچ گاه تجربه نمی‌کرد!ای کاش همنش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط