گفت:« چند تا دوسم داری؟» گفتم:« یکی» ابروهاشو تو هم کشید،

گفت:« چند تا دوسم داری؟» گفتم:« یکی» ابروهاشو تو هم کشید، اخم کرد و گفت: « خسته نشی از این همه دوست داشتن!» خندیدم و گفتم: « نه، قول میدم، تا ته دنیا» با قیافه شاکی گفت: « اخه یکی بدرد میخوره؟ تکون بخوری تمومه! خیلی کمه، خیلی» گفتم:« شاید ظاهرش کم نشون بده اما یک، قوی ترین عددیه که میشناسم یک کمیتش شاید پایین باشه اما بجاش کیفیت داره یک بزرگه، به اندازه خدا یک عزیزه مثل تویی که یکی یدونمی یک پر از شکوهه، مثل نفر اول شدن توی مسابقه ها» خیره شده بود و با دقت گوش میداد حرفم که تمام شد، حس غرور را در چشمانش میدیدم دستانم را گرفت، خیره در چشمانم گفت: « قول بده همیشه یکی دوسم داشته باشی» جان دلم، قرار است یک عمر یکی دوستت داشته باشم

#سیما_امیرخانی
دیدگاه ها (۴)

در نبودنت حاشیه‌ام دل‌تنگی استهر ثانیه‌ام اسیر این بد رنگی ا...

بودنت زیبـاستمثل تابیدن آفتاب ...عشـق من!بودنت زیبـاستمثل پر...

بیخیال بیخیال آن کسی که شما را نخواست بیخیال بال بال زدنتان ...

چه واژه دلچسبی می شود «تنهایی» وقتی پسوند منو تو بشود فکرش ر...

..جادویی عشق part ۶۷خواب میدیدم کلی گاو یه دفعه سمت وی حمله ...

جادویی عشق part 28 و يه تيكه كيك جلوي دهنش بردم. نخورد. اخم ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_1 ویو میرا تقریبا 4 ساعت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط