اگرچه گفته‌اند

اگرچه گفته‌اند
دهان تو را دوباره خواهیم بست
اما نگرانِ سکوتِ من نباش،
چشم‌های دلواپسِ من
باز با تو سخن خواهند گفت.

اگرچه خواسته‌اند
چشم‌های مرا دوباره ببندند
اما نگرانِ ندیدنِ دنیا نیستم
دست‌های خستهٔ من
باز با تو سخن خواهند گفت.


اگرچه آمده‌اند
دست‌های بستهٔ مرا خسته کرده‌اند
اما نگرانِ سر زدنِ سپیده‌دم نباش
نَفَس‌های روشنِ من
باز با تو سخن خواهند گفت.

اگرچه
گفته
خواسته
و آمده‌اند مرا برای همیشه
با خود بُرده‌اند
اما نگرانِ من نباش
غیاب من
تا اَبَد
با تو
سخن خواهد گفت.



□سیدعلی صالحی

#روان_گذر
دیدگاه ها (۱)

کسی که این فیلم رو فرستاده میگه از بعد از نماز صبح تا طلوع آ...

برای من باز بگذار،درهای شهری راکه در آن زندگی می‌کنیچیزهایی ...

لب تو بی خبر از ما کجا می خندد

[ #شرحی ]

براي تو برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست... بارانی ام...

می‌دونم که خیلی وقته پارت ندادم و قصد کشت من رو دارید ولی ام...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط