کاش دورانمان کمی عقب تر بود

کاش دورانمان کمی عقب تر بود ...
مثلا یک قرن ... !
من چادرِ گلدار سرَم میکردم ...
و تو با چند نانِ سنگکِ تازه ، سرِ کوچه می ایستادی تا من از کنارت رد شوم و تو با تمامِ جسارتت به من نانِ داغ تعارف کنی ...
من نگاهم را نجیبانه می دزدیدم ...
و تو ... عاشق تر می شدی ... به این منِ دست نیافتنی ...
مالِ آن دوران اگر بودیم ؛
برای دلبری از تو ، آبگوشت های جانانه روی اجاق ، بار می گذاشتم ...
که بویِ دلبرانه اش تا خانه ی شما برسد و تو بیشتر از همیشه عاشقم شوی ...
تا مادرت باز هم از نجابت و خانمیِ دخترِ چادر گلی بگوید و تو قند در دلت آب شود ، و از شرم و وَقارت ، سرخ و سفید شوی و سرت را پایین بیندازی ...
مالِ آن دوران اگر بودیم ؛ تو برای یک لحظه دیدنم ، با تمامِ جهان می جنگیدی ... !
چقدر حیف که مالِ آن دوران نیستیم ...
مال آن دوران اگر بودیم ؛
کوچه ها پر می شد از مردانی که دلشان می تَپید به خانه برگردند ،
و زنانی که تمامِ کوچه را برای آمدنِ مرد عاشقشان ، آب و جارو می کردند ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
دیدگاه ها (۲)

صبور باش چیزهای خوب زمان میبرد امپراطوری ها یک روزه ساخته نم...

هدف از زندگی این است که اغوشی تنها نباشدما تنها نیستیماو دیگ...

عشق برای زن نه هوس است نه نادانیمعنایش ماندن تا پای جان استب...

زن راتوانِ دوستی نیست !او عشق را می‌شناسد و بس ...

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

آن روی دیگر آقای لاریجانی‌این متن را از روی دیدار دوساعته جذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط