با من بگو !

با من بگو !
آنچه را که از غبار زمانه ی بی رحم
بر نازک دلت نشسته است
از خواب ها ی تاریک پر همهمه
از سکوت چشمان زیبایت شبانه

با من ! بگو
ترا من دوستدارم
با من از اعتماد سخن ها بگو از عشق
لبخند ها بزن از مهر

با من!
گر دردی در خاطرت می جنبد
یا رنج دیروز می آزرد ترا
منی که خوابم از جنس تو است
و رویایم از تو باقی است

مرا اگر دوست می داری
در شبانه ی نگاه
اگر عشق
در تو می دمد چیزی از من
و اگر خاطرم را در خاطرت می سپاری از مهر
با من بگو تمامی نا گفته ها را
با من !
دیدگاه ها (۱)

انسانهایی هستند که دیوار بلندت را میبینندولی به دنبال همان ی...

یه آدمایی هستن که وقتی برای بار اول میبینی شون، عجیب باهاشون...

هنگامی که با همسرتان به مشکلی میرسید بهترین کار چیست؟1. خانو...

همیشه دلم خواسته بدانملحظه‌های تو بی من چطور می‌گذرد؟!وقتی ن...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

به عنوان ولیعهد تناسخ پیدا کردمپارت ۵لیلی :قدرتی که میتونه پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط