روزهای بی خاطـــــــره

روزهای بی خاطـــــــره
شبهای بلند و یاد تـــــــــــو.....

خنده هایت را هنوز بخاطر دارم

کاش میشد باز در یک غروب خاطره انگیز

دوباره با تـــــــــــــو قدمی زد....

یادت در شبهای پر از بی تابی

لحظاتی ارامم میکند...

اما گذر لحظه ها نبودنت , همه ی بودنم را به اتش میـــــــــــکشد....
دیدگاه ها (۴)

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

ساعتی بعد ‌‌......صدای زنگ اومد جونگ می انقدر سریع بلند شد ک...

.قتل.

پارت چهاردهم | رضایتدو هفته از آن روز گذشته بود.در تمام این ...

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد... و خودش جلوی پاهام زانو...

چندشش میشد. از خیسی بین پاهاش متنفر بود. نمی‌دونست ماده ی زن...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣو-هیوک بعد از چند دق...

#in_your_eyespart_9۸ویو کایلا "غروب"از وقتی نتیجه‌ی تست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط