یعنی میـــــشه یه روزی

یعنی میـــــشه یه روزی
من و تــــو به هم برسیم ؟!
بعد یه روز صبح ..
من زودتر بیدار شم مثلا بخوام برم باشگاه ..
بگم پدری جونم .. مواظب پسری باش تا من بیام
تو هم خوابالو بگی باشه باشه .. تو برو حواسم هست !
یه بوس تــو رو کنم یکی هم ثمــره ی عشقمون رو
بعد بگم : میای دنبالم یا خودم بیام ؟؟
تو هم بگی زنگ بزن خواستی بیای
بگم: خُب .. بچه نیوفته .. بگی: نه بروووو دیگه
بگم خب ..
بعدِ دو ساعت زنگ بزنم نخیر هیشکی بر نمیداره !!
جَلدی بیام خونه ببینم جفتتون ولـــو... اوخی
بگم نگاه کُنــا ... بچه اش ام مثل خودشه .. تنبــل
پاشیــــد بینم .. الحق از خودت دو تا میخواستم
اما نه دیگه توی تنبـــلی
بعد تو دست ِ من و بکشی و محکم بوسم کنی و بگی:
تـــو مال منی فقط .. دیدی مالِ خودم شدی
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

dark love

*سرنوشت*ویو رایا با نور ملایمی که از پرده های توری اتاق میزد...

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

____[The Forbidden Crossing]____

کپشن مهمه

برای بابا فصل دو پارت 14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط