چشمانت چراغ علاءالدین است

چشمانت چراغ علاءالدین است
دو چشمت فروزان و جادو
گفتی نگاهم کن، سه آرزو کن زود!
سه آرزو کردم..
اول این‌که مرا ببینی
دوم این‌که تو را ببینم
و سوم این‌که ما را نبینند!
دیدگاه ها (۲)

خدا را در خود آ

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁹ویو: جونگ‌کوکوارد اتاق کارم شدم ...

از عشق چاره نیست وصالِ تو نوبتی است مردن برای عشقِ...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

#دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیستتو مرا باز رساندی به یقینم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط