آره ...

آره ...
دیگ وقته فراموش کردنشه ...
وقتی دوست نداره ...
وقتی نمیخوادت ...
وقتی منتظرش موندیو برنگشت ...
وقتی ادعا میکرد دوست داره ولی موقعش ک رسید جا زد ... وقتی دیگ بهت حسی نداره ... تو واسه چی بهش فک میکنی !؟
واسه چی خودتو با خاطره هاش اذیت میکنی !؟
واسه چی آرزو میکنی بهش برسی!؟
واسه چی آرزو میکنی برگرده !؟!؟
لعنتی ! دوست نداره ....
بفهم ! نداره ...
اگه داشت نمیرفت ...
اگه داشت تنهات نمیذاشت ...
اگه داشت عوضت نمیکرد ..
اگه داشت پای حرفاش میموند ...
تو ! دیگه تو زندگیش هیچ جایی نداری !!!
پس توام دیگ نگهش ندار ...
اگ حرفه وفاداری ام باشه تو تا همین جاشم خیلی با وفاتر از اونی ...
این ثابت شده ...
پس دیگ مطل نکن ...
نذار بیشتر از این احساساتتو ، علاقتو ، عشقتو خورد کنه ... بدون لیاقتتو نداشت ...
اگ داشت الآن کنارت بود ..........
یه روزی دلش تنگ میشه .....
دیدگاه ها (۱)

فصل ۲ پارت ۴× هنوز بهش میگی دوست؟ میدونی اگه دو دیقه دیرتر م...

Love youپارت پنجم-عامم اینجوری ک تو تعریف کردی حسودیم شد بهش...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆ران ☆‌_جذابیت بیش از حدد...

با هم بخندیم .....

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

My dady پارت②سانا: چراااا؟؟ تهیونگ: براچی میپرسی؟ سانا: اوپا...

پارت ¹³که یهو ...جونگ کوک چند قدم عصبانی و مست سمت ا.ت آروم ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 158♡⁠。⁠)⁩برگشت ...

چند پارتی

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵صبح روز بعد...رینا تا ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط