عاقبت با یک غــــــزل، او را هــــوایی میکنم

عاقبت با یک غــــــزل، او را هــــوایی میکنم

بعدِ عـــاشق کردنش، خود را فــــدایی میکنم

گفته اند او عاشقِ شعر است و شاعر پیشگی

با همـــــین ترفــــنــــد، از او دلربــــــایی میکنم

من که "شاعــــــر" نیستم، اما به عشقِ او چنین

در میــــــانِ دوستان، "شـــاعر نمـــایی" میکنم !!

قلب او سنگیـــست، من میکوبمش با شعــر ناب

کــــعبه ای می ســـــازم از آن و خــــدایی میکنم

او طــلســـمم کرده با آن چشــــم های آبی اش

شــــعـــر میخوانم، نگــــاهش را گــدایی میکنم

من به اعــجاز "غـــــزل" بر قـــــــلب ایمان دارم و

آخــــرش هم با "غــــــزل" او را هــــــوایی میکنم

 


امیر جان دل
دیدگاه ها (۹)

حیف مـوهای پر کلاغی نیست ، روسری دور آن قفس بکشدجز من و تو ک...

بغض را هی بخوری، خانه خرابت بکندپشت این پنجره ها خاطره آبت ب...

دل خوش از آنيم که حج مي رويـــــــــم        غافل از آنيم که...

اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورمحالا که سهم من نشدی کم بیاور...

شعر را تا آخر بخونید و با آن صفا کنید. و با لینک مجازی هم بف...

حب علی عباده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط