حب علی عباده
#مرگ_بر_امریکا
#رهبر_شهید
#قاید_شهید
#سیدنا_القاید
#قایدـامت
#مرگ_بر_اسراییل
#جنگ_رمضان
*شعری در مدح مولا جانمان امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام*
خیالش باز، شعری بر لبم بی اختیار آورد
که اوصاف #علی طبع مرا اینگونه بار آورد
کلاف شعر دارم، سالها کارم غزل بافی ست
دراین بازار آشفته، علی تحسین کند کافی ست
نوشتم شاعرش هستم، عجب وهم و خیالاتی
نوشتم بی علی هیچم، چه توضیح اضافاتی…
نوشتم شمس … دیدم گنبدش زیباتر از آن است
نوشتم #کعبه و دیدم #نجف بالاتر از آن است
به #قرآن سر زدم دیدم علی گویاتر از آن است
نوشتم عرش…دیدم مرتضی اعلیتر از آن است
شبیه #جبرئیل از درک این اوصاف درماندم
#صد_و_ده بار امشب #قل_هوالله_احد خواندم
من از شوقش زمین خوردم، ولی #مولا بلندم کرد
همیشه #یاعلی گفتم، علی از جا بلندم کرد
سَر و سِرّ مرا با او، کسی جز او نمی داند
علی نادیده می بیند، علی ننوشته می خواند
چه بهتر ازهمین اول بگویم حرف آخر را
کسی از ابتدا تا انتها نشناخت #حیدر را
کسی نشناخت حیدر را به غیر از #مصطفی وقتی…
گره زد دست خود را سخت در #دست_خدا وقتی….
…به چشم #حاجیان شور تماشا می رسید آنروز
کنار برکهای #دریا به دریا می رسید آنروز
نگاه نافذ احمد، زمین را در تصرف داشت
زمان هم از #نبی انگار دستور توقف داشت
نفسها حبس شد…، در سینهها #خوف و #رجا افتاد
بدون همهمه زنگ شترها از صدا افتاد
زمینِ گرمِ صحرا از پریشانی سراسر بود
همه باخویش می گفتند آیا #حج_آخر بود؟!
نبی فرمود بسم الله، ای ارض و سما بشنو!
گواهی باش ای #تاریخ! پیغام مرا بشنو
دوباره صحبت از اسرار خلقت می کنم آری
ولی این مرتبه #اتمام_حجّت میکنم آری
تفاوت در میان #حق و #باطل چیست، معلوم است؟
بدون این خبر #اسلام_کامل نیست، مفهوم است؟
نمانَد زحمت پیغمبران بیهوده، ای مردم!
نه اینکه حرف من باشد #خدا فرموده، ای مردم!
نبی همدوش مولا آسمانها را هوایی کرد
خدا از شاهکار آفرینش رو نمایی کرد
نبی فریاد زد، بر عالم و آدم مسلم شد
علیّ بن ابی طالب، #ولی_الله_اعظم شد
برای خاتم پیغمبران جز او نگینی نیست
#شهادت می دهم جز او #امیرالمؤمنین ی نیست
#شکاف_کعبه آیا ماند در نزد شما مغفول؟
#طواف مرتضی کردید آری ((حَجُّکم مقبول))
الهی گُر نگیرد آتش خاموشِ بعضیها
الهی که بسوزد پنبهی در گوش بعضیها
پیمبر گفت آری #انتظار آمد به سر دیگر
ازین #دنیا ی فانی بستهام بار سفر دیگر
#وصیت میکنم هرکس که من مولای او هستم
بداند این علی هارون و من موسای او هستم
که عقبی بی علی فانی و دنیا باعلی باقی
#غدیر_خم به جوش آمد…الا یا ایها الساقی!
امام المتقین، عین الیقین، حبل المتین، حیدر
عَماد الآصفین، شمس المبین، یعسوب دین، حیدر
علی غایب، علی حاضر، هُوالاوّل هُوَالآخِر
علی پنهان، علی پیدا، هُوَالباطن هُوَالظاهر
((اَشدّاء علی الکفار)) قَتّال العرب… یعنی…
جهان از شوکتش فریاد زد: یاللعجب، یعنی…
…خدا وقت تماشایش، دلِ بی طاقتی دارد
خوشا قنبر برای خود چه اعلی حضرتی دارد
پناه آهِ مظلومان کجا فکر خلافت داشت؟
علی بی تاج و مسند نیز بر دلها حکومت داشت
برایش فتح خیبر مثل تفریحی در اوقات است
دلِ مسکین به دست آوردنش فتح الفتوحات است
میان جنگ هم شمشیر او چون تیغ جراحی ست
اگر خون ریخت،درمان کرد،اعجازش یداللهی س
ریاضت دیده هم از خاک با جادوگری، زر ساخت
هنر او داشت که از خاک پای خود ابوذر ساخت
عوالم را ببین،آتش علی دریا علی گفته
که حتی دشمنش در وصف او ((لولا علی)) گفته…
علی هرگز نمی بندد به روی هیچ کس در را
کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را
#رهبر_شهید
#قاید_شهید
#سیدنا_القاید
#قایدـامت
#مرگ_بر_اسراییل
#جنگ_رمضان
*شعری در مدح مولا جانمان امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام*
خیالش باز، شعری بر لبم بی اختیار آورد
که اوصاف #علی طبع مرا اینگونه بار آورد
کلاف شعر دارم، سالها کارم غزل بافی ست
دراین بازار آشفته، علی تحسین کند کافی ست
نوشتم شاعرش هستم، عجب وهم و خیالاتی
نوشتم بی علی هیچم، چه توضیح اضافاتی…
نوشتم شمس … دیدم گنبدش زیباتر از آن است
نوشتم #کعبه و دیدم #نجف بالاتر از آن است
به #قرآن سر زدم دیدم علی گویاتر از آن است
نوشتم عرش…دیدم مرتضی اعلیتر از آن است
شبیه #جبرئیل از درک این اوصاف درماندم
#صد_و_ده بار امشب #قل_هوالله_احد خواندم
من از شوقش زمین خوردم، ولی #مولا بلندم کرد
همیشه #یاعلی گفتم، علی از جا بلندم کرد
سَر و سِرّ مرا با او، کسی جز او نمی داند
علی نادیده می بیند، علی ننوشته می خواند
چه بهتر ازهمین اول بگویم حرف آخر را
کسی از ابتدا تا انتها نشناخت #حیدر را
کسی نشناخت حیدر را به غیر از #مصطفی وقتی…
گره زد دست خود را سخت در #دست_خدا وقتی….
…به چشم #حاجیان شور تماشا می رسید آنروز
کنار برکهای #دریا به دریا می رسید آنروز
نگاه نافذ احمد، زمین را در تصرف داشت
زمان هم از #نبی انگار دستور توقف داشت
نفسها حبس شد…، در سینهها #خوف و #رجا افتاد
بدون همهمه زنگ شترها از صدا افتاد
زمینِ گرمِ صحرا از پریشانی سراسر بود
همه باخویش می گفتند آیا #حج_آخر بود؟!
نبی فرمود بسم الله، ای ارض و سما بشنو!
گواهی باش ای #تاریخ! پیغام مرا بشنو
دوباره صحبت از اسرار خلقت می کنم آری
ولی این مرتبه #اتمام_حجّت میکنم آری
تفاوت در میان #حق و #باطل چیست، معلوم است؟
بدون این خبر #اسلام_کامل نیست، مفهوم است؟
نمانَد زحمت پیغمبران بیهوده، ای مردم!
نه اینکه حرف من باشد #خدا فرموده، ای مردم!
نبی همدوش مولا آسمانها را هوایی کرد
خدا از شاهکار آفرینش رو نمایی کرد
نبی فریاد زد، بر عالم و آدم مسلم شد
علیّ بن ابی طالب، #ولی_الله_اعظم شد
برای خاتم پیغمبران جز او نگینی نیست
#شهادت می دهم جز او #امیرالمؤمنین ی نیست
#شکاف_کعبه آیا ماند در نزد شما مغفول؟
#طواف مرتضی کردید آری ((حَجُّکم مقبول))
الهی گُر نگیرد آتش خاموشِ بعضیها
الهی که بسوزد پنبهی در گوش بعضیها
پیمبر گفت آری #انتظار آمد به سر دیگر
ازین #دنیا ی فانی بستهام بار سفر دیگر
#وصیت میکنم هرکس که من مولای او هستم
بداند این علی هارون و من موسای او هستم
که عقبی بی علی فانی و دنیا باعلی باقی
#غدیر_خم به جوش آمد…الا یا ایها الساقی!
امام المتقین، عین الیقین، حبل المتین، حیدر
عَماد الآصفین، شمس المبین، یعسوب دین، حیدر
علی غایب، علی حاضر، هُوالاوّل هُوَالآخِر
علی پنهان، علی پیدا، هُوَالباطن هُوَالظاهر
((اَشدّاء علی الکفار)) قَتّال العرب… یعنی…
جهان از شوکتش فریاد زد: یاللعجب، یعنی…
…خدا وقت تماشایش، دلِ بی طاقتی دارد
خوشا قنبر برای خود چه اعلی حضرتی دارد
پناه آهِ مظلومان کجا فکر خلافت داشت؟
علی بی تاج و مسند نیز بر دلها حکومت داشت
برایش فتح خیبر مثل تفریحی در اوقات است
دلِ مسکین به دست آوردنش فتح الفتوحات است
میان جنگ هم شمشیر او چون تیغ جراحی ست
اگر خون ریخت،درمان کرد،اعجازش یداللهی س
ریاضت دیده هم از خاک با جادوگری، زر ساخت
هنر او داشت که از خاک پای خود ابوذر ساخت
عوالم را ببین،آتش علی دریا علی گفته
که حتی دشمنش در وصف او ((لولا علی)) گفته…
علی هرگز نمی بندد به روی هیچ کس در را
کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را
- ۳۳۱
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط