هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدم

هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدم
با زبان زخم زدی، دشنه زدی، خندیدم

معنی تک تک رفتار تو را می فهمم
ساده لوحیست بگویم که نمی فهمیدم

بسته بودم لب از آن درد و از آن بی مهری
تو جفا کردی و من هیچ نمی پرسیدم

عاقبت سرد شدم، خسته شدم، یخ کردم
مثل خورشید، غروبی که نمی تابیدم

اشک های دل من از تو و جفای تو نبود
بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم

برو ای دوست، برو، از تو گذشتم، خوش باش
برو ای یار که من جور تو را بخشیدم...
دیدگاه ها (۳)

تلخ ترین جای زندگی اونجایی هست که آدم به خودش می گویدچه فکره...

از کویر آمده ام ...چشمم از حادثه ریگ پر است!ابر من باش و دلم...

آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منم .......آنکه دائم نفسش حس ت...

از جـنـس کـدام نــور بـودی سـتـاره مـــن؟کـه جـسـارت بـا تــ...

نشان سوخته.

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۶: «اولی...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۲ *سانیار*سانیار : بابا‌؟ تو همچی...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

P2بیلی: خداحافظ بیانکا: خداحافظ پیاده شدم. به سمت کلاس رفتم....

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣعصر همان روز، تو صدا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط