ترسم از آن است که آنقدر پیر شوم

ترسم از آن است که آنقدر پیر شوم

که دندانی برای روی جگر گذاشتن نداشته باشم !
دیدگاه ها (۳)

هم می‌ترسم دوستت داشته باشم، آن‌وقتبروی و درد بکشم. هم می‌تر...

موسیقی

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

بسم الله الرحمن الرحیم کمونیست و چوپان پیر :روزی کسی از کنار...

تاآخرزندگیت هیچ کسی مثل من عاشقت نمیشه تو پیر میشی.......ولی...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

انتظار به معنای نشستنو دست روی دست گذاشتنو چشم به در دوختنهم...

سلام_امام_زمانم چہ کنم چہ چارہ سازم کہ شوم فدای_مهدےچہ کنم ک...

دلم می‌خواهد در گوشه‌ی دنج يك كافه ، باتوِ ساده گم شوم.زمين ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط