من صدا می زنم ، باز کن پنجره را باز آمده ام ، در دلم شوق
من صدا می زنم ، باز کن پنجره را باز آمده ام ، در دلم شوق تو اکنون به نیاز آمده ام ، داستان ها دارم از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو ، و صبوری مرا کوه تحسین می کرد ، من اگر سوی تو بر میگردم دست من خالی نیست ، کاروان محبت با خویش ارمغان آورده ام ، من صدا میزنم ، باز کن پنجره را
- ۱.۳k
- ۲۳ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط