.

.
تو را باید در شلوغی دید
برای اولین بار
میان همهمه ی چشم ها و خیرگی ها
تو را باید در شلوغی دید
تا به زیبایی چشمانت پی برد
آن زمان که نوار باریکی از نور
به وسعت پیشانی ات
فرصت جولان را
به چشمانت بدهد
و سر برگردانی
تا نیم رخ ات
رخ ات را معنا بخشد
دیدگاه ها (۵)

چراغ را روشن می‌کنمدر تاریکی معلوم نیستتا کجا تنها هستم

دستم بوی گل میدادمرا ب چیدن گل محکوم کردنداما کسی فکر نکرد ش...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۱«یک قدم نزدیک‌تر»ات هنوز نمی‌دانست ح...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 5️⃣Ⓟⓐⓡⓣ تو سرگیجه داشتی و ن...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀𓆩 پــارت دوازدهــم 𓆪 🖤🥀اتاق در تاریکی مطلق فرو رفت...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت اول: تلاقی نور و ص...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۳ات ویوساعت دوازده شب...صدای غرش موتور ماشین‌ها تمام پ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 2️⃣0️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣنه شب، برای اولین‌با...

نمی‌دونست که یوشیرو میخواست اون رو به جهانی تحویل بده که حرف...

پارت: 3 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«اینجا چه خبره؟»صدا، بلند ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط