ڪنار پنجره سیگار میڪشید

ڪنار پنجره سیگار میڪشید

خسته بود

انقدر خسته ڪه حتی یادش رفت بعد سیگار ڪشیدن سیگارو پایین بندازه نه خودشو
دیدگاه ها (۱)

خـــــــٌّـــدایـــــاً √ بــــــهای ســــــَــنگــــــینےّْ...

خُدایا یهــ خواهِشْ ...!!!!یا خُودت اَزین زِندِگی کوفتیــی r...

عشقم 1سیلی زد و گفت: تو بهم خیانت کردی!!!گفتم: تو هم بکن..چن...

وقتی یه دختربه خاطر یه پسراشک‌ میریزهیعنی واقعا عاشقشه..اما....

اسیر مافیا پارت ⁴که یهو صدای قفل در به گوشه ا.ت رسید پس زود ...

Part ¹⁸ویو لیلیجدی نگاهم کرد _ تا کی میخوای معذرت خواهی کنی ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p17نینا وقتی وارد خونه شد، مادرش از آشپزخ...

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT:1میا هر شب دقیقاً ساعت سه و هفد...

the missing link part¹⁷توی اتاق کلا به تخت دو نفره ، یه پنجر...

⠀⠀ ⠀⠀ ⠀ ⠀ 𝖩𝖾 𝗌𝗎ì𝗌 𝗅︎𝖺 𝖻︎𝖾𝖻︎𝖾𝗃︎𝖾⠀ ⠀ ⠀ ⠀⠀ ⠀ ⠀⠀⠀ 𓈒 ─ׂ─ׅ─ׂ─ׅ  ...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوجی ایتادوری)وقتی ناراحتی، با ک...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط