این شعر جز

این شعر جز
دلتنگی به هیچ چیز
دلالت نمیکند مرا
آدمهای زیادی
زیر پوست خاطراتم
نفس میکشند
اما تو در
من پا در میانی میکنی
یا در تو خواهم مرد
یا نفس میکشم
دیدگاه ها (۱)

مقدس ترین سر زمین است تن تو دخیل میبندم به گندمزا...

اجازه هست به لوح دلت قلم بزنم ,,,!!!برای یکدفه حرف از ته دلم...

فصل ها را بیخیال من خیالت را تا تا آسما...

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ خسته امخسته ام از خستگیهای خودم   خستگیهایم همه ...

♥️بيشتر از اين، نمی شود!خدا هم که پادرميانی کند،دست هايت را ...

𝐒𝐇𝐀𝐃𝐌𝐄𝐇𝐑 𝐀𝐆𝐇𝐈𝐋𝐈 🎻این روزهآ با چِشمانِ بَسته موسیقی گوش میکنَ...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،دیگر چه...

از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم خون صد شیخ به یک مست فدا خ...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

سایه ای در راهروهای نقره ای

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

کپشن رو ببینیددد🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و سه اون مرد لبخند مرد...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط