روزی دختری زیبا نزد کوروش کبیر رفت وبه او گفت : من عاشق ت

روزی دختری زیبا نزد کوروش کبیر رفت وبه او گفت : من عاشق تو شدم با من ازدواج کن کوروش به دخترک گفت : من شایسته ی تو نیستم من برادری دارم که زیبا و جوان است او شایسته ی شماست الان پشت شما ایستاده دختر برگشت وپشت خود را نگاه کرد … اما کسی نبود… کوروش به او گفت اگر عاشقم بودی برنمی گشتی
دیدگاه ها (۱)

. . .

به نظرتون جنسیتم چیه؟دختر یا پسر؟

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۲: «ورود...

پارت نهمپشت در، کسی منتظرم بودتاریکی همه‌جا را بلعید.آرینا د...

پارت یازدهم پشت در، کسی منتظرم بود«اگر می‌خوای زنده بمونی......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط